تبلیغات
نوشته های ذهن بیمارم!؟ - روزهایی بود...
 
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : راوی .
روزهایی بود که خبری از تو داشتن برایم آرزو بود ....
آن روزها برایم یگانه بودی،بی همتا ،پاک و مبرا از بدی ها
بعدها در حال عشق بازی باغمزه گران شهر دیدمت
ومست در عیشی زمینی....
واین روزها بی هیچ آرزویی اخبارت را از همگان می شنوم
آرزوهایم چه قدر حقیر و دست یافتنی بودندو خود نمی دانستم!!!
پرنسس آشا




نوع مطلب : پیام دوستان به اینجانب.....، جامعه ی ما.......، زندگی او........، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 مرداد 1396 02:07 ب.ظ
I’m not that much of a internet reader to
be honest but your blogs really nice, keep it
up! I'll go ahead and bookmark your site to come back down the road.
All the best
جمعه 13 مرداد 1396 07:09 ق.ظ
Can I simply just say what a relief to discover a person that truly understands what they're talking about on the
internet. You certainly understand how to bring a problem to light and make it important.
More and more people need to read this and understand this side of your story.
It's surprising you aren't more popular since you surely possess
the gift.
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 06:40 ب.ظ
Aw, this was an incredibly nice post. Finding the time and actual effort to generate a top notch article… but
what can I say… I procrastinate a lot and never seem to get nearly anything
done.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نوشته های ذهن بیمارم!؟
بیمار باش ولی ذهنی خلاق داشته باش!
درباره وبلاگ

این جانب اصلا بیمار نمیباشم و زیادی در سلامت کامل عقلی و روحی بسر میبرم که ذهنم بیمار گشته است..........

مدیر وبلاگ : راوی .
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پشتیبانی شده از سیستم امنیت اروپا
home page ما را صفحه خانگی خود کنید بدون دسترسی به کپی

MOHAMMAD REZA REZANIYA...!!!! بدون دسترسی به راست کلیک دریافت کد نود 32 بروز